تبليغاتX
او خواهد آمد...


((به نام خدا))

 

تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان


 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388;ساعت 17:13;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا




 

طول عمر و جوانی حضرت مهدی (عج):


 

واقعیتی


 

منطبق بر علم، نه افسانه. - 2











لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387;ساعت 16:19;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا



طول عمر و جوانی حضرت مهدی (عج):

واقعیتی

منطبق بر علم، نه افسانه. - 1










لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387;ساعت 16:11;  توسط منتظر آقا;  | 

                                                 (( بنام خدا))

تاريخچه

شيخ حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند:

برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.

آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:

برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مىكند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند.

عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:

تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مىدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد.

 

مقام معظم رهبری

مسجد مقدس جمکران گنجینه فنا ناپذیر شیعه

اداره کشور با تکیه بر مولا

 جمکران حلال مشکلات

 آقای سید حسن نصر الله (دبیر کل حزب الله لبنان) می گفت: یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت می­گذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود و خیلی به حزب الله سخت می­گذشت کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم ایشان به ما امید دادند و فرمودند: شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست پس اضافه کردند:

من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار می گیوم که آماده شوید به جمکران برویم، راه قم را پیش می­گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم.

سخنرانى در اجتماع طلاب و فضلاى حوزه‏ى علميه‏  قم01/ 12/ 70

 

برادران عزيز! طلاب و فضلاى جوان! اين بنيه در جوانى شكل مى‏گيرد. در جوانى خودتان را بسازيد؛ شما روزگارهاى مهم و حساسى را در پيش خواهيد داشت. اين كشور و اين نظام و اين نهضت عظيم اسلامى در سطح عالم، به شماها احتياج خواهد داشت؛ از لحاظ معنوى بايد خودتان را بسازيد... ارزش تدين، يكى از آن ارزشهاست؛ اين ارزش بايستى رعايت شود. نماز شب خواندن، نافله خواندن، دعا خواندن، ذكر گفتن، متوجه خدا بودن، زيارت رفتن، توسل كردن و به مسجد جمكران رفتن، سازنده است؛ اينها شما را پولادين خواهد كرد.

http://www.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=701201A

سروده مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنه اى (مدّ ظله العالى) :

 

دلم قرار نمى گيرد از فغان بى تو ***سپند وار زكف داده ام عنان بى تو

ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ ***زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو

چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى ***پر است سينه ام از اندوه گران بى تو

نسيم صبح نمى آورد ترانه شوق ***سر بهار ندارند بلبلان بى تو

لب از حكايت شب هاى تار مى بندم ***اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو

چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان ***نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو

ز بى دلى و خموشى چو نقش تصويرم ***نمى گشايدم از بى خودى زبان بى تو

عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم ***چو يادم آيد از آن شكرين دهان بى تو

گزاره غم دل را مگر كنم چون امين(*)***جدا ز خلق به محراب جمكران بى تو


- تخلص شعرى مقام معظم رهبرى در اين شعر «امين» مى باشد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387;ساعت 20:12;  توسط منتظر آقا;  | 

                                                        ((بنام خدا))

بقیه عکسها در ادامه مطلب:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387;ساعت 20:7;  توسط منتظر آقا;  | 

                             بنام خدا

                             آشنایی با فراماسونری

ماسون یعنی بنا.فراماسون به معنی بنای آزاد است.ماسونری یک تشکیلات منتظم یافته جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی،اقتصادی و فرهنگی جوامع سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند.کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نامیده می‌شود.پالادیسم در 20 سپتامبر 1870 تاسیس گردید، پالادیسم  احضار ارواح لوسیفری ( یکی از نام های شیطان ) ماسونی است که تاسیس شد و اعمال شده بود تا حکومت ضد مسیح را آماده کند.

فراماسونری جمعیتی سری است که کسی را بر حریم راس آن راه نیست،و اگر هم راه یافت مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد.اما با این وجود کسانی توانستند بر راس آن نفوذ کنند و یا به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف اسرار آنها بشوند و همه ی آنها متفق الرای هستند که :

مسأله یک توطئه است که این توطئه از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده تا که به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد.هدف نهایی آن ایجاد یک حکومت جهانی است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.

کتاب "کمیته 300 کانون توطئه های جهانی"،نوشته دکتر جان کولمن:

((دلیل موجودیت نظام های پنهانی مانند سلحشوران اورشلیم سنت جان و مردان میزگرد و گروه میلنر و سایر اجتماعات مخفی چه می تواند باشد؟اینان،بخشی از زنجیره گسترده فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل میدهند که از باشگاه رم،سارمان ناتو،موسسه سلطنتی امور بین المللی تا سر سلسله توطئه گران،یعنی کمیته 300 امتداد دارد.این افراد،بدان جهت به این اجتماعات پنهان و اسرار آمیز نیاز دارند که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهان به دور بماند)).*

برای آشنایی بیشتر با مبانی عقاید این تشکیلات شیطانی می توانید به مقاله ی زیرکه از سایت موعود اقتباس شده است , مراجعه فرمایید:

ماسون‌ها و مصر باستان

   

هارون يحيي

باران خردمند 

 در بخش اول مقاله به نظام فرعوني مصر كهن نگاهي انداختيم و به نتايج قابل تأملي دربارة زيرساخت‌هاي فلسفي آن دست يافتيم. چنانچه اشاره گرديد جالب توجه‌ترين خصيصه طرز تفكر مصر باستان ماهيت مترياليستي آن بود؛ مترياليسم يا ماده‌انگاري يعني باور به ازلي و ابدي بودن ماده. كريستوفر نايت و رابرت لوماس در كتاب خود به نام كليد حيرام حرف‌هاي مهمي براي گفتن دارند كه تكرار آنها خالي از لطف نيست:
مصريان معتقد بودند ماده هميشه وجود داشته است. در نظر آنان اينكه خداوند چيزي را از عدم خلق كند غيرمنطقي به نظر مي‌رسيد. به عقيده آنان آغاز جهان زماني بود كه نظم از بي‌نظمي خارج شد و از آن زمان تاكنون جنگ ميان نيروهاي نظم و نيروهاي بي‌نظمي وجود داشته است. اين وضعيت آشفته «نان» (Nun) ناميده شد و براساس توضيحات سومري  ...  همه چيز تاريك بود و بي‌نور، اما درون آن يك نيروي خلاق وجود داشت كه فرمان داد نظم آغاز شود. اين نيرو از وجود خودآگاه نبود و تنها يك احتمال يا پتانسيل به شمار مي‌رفت كه در بي‌قاعدگي بي‌نظمي ظهور كرد.1
پس از آن به شباهت قابل توجه سازمان فراماسونري و اسطوره‌هاي مصر كهن و طرز تفكر  مشترك مترياليستي آن دو پي برديم.


ماسون‌ها و مصر باستا
ن

فلسفه ماده‌گراي مصر باستان پس از اضمحلال اين تمدن همچنان به حيات خود ادامه داد. بعضي يهوديان پذيراي آن شدند و در سايه اصول كابالا به ادامه حيات آن كمك نمودند. از سوي ديگر، گروهي از فلاسفه يونان همان فلسفه را اقتباس كردند و با تفسير مجدد آن مكتب «هرمتيسيسم» (Hermeticism) را به وجود آوردند. كلمه هرمتيسيسم از نام «هرمس» (Hermes)، همتاي يوناني خداي مصري «تاث» (Toth) برگرفته شده است. به عبارت ديگر اين فلسفه نسخه يوناني فلسفه مصري است.
سلامي ايشينداغ در توضيح مبدأ اين فلسفه و جايگاه آن در فراماسونري مدرن مي‌نويسد:
در مصر باستان جامعه مذهبي وجود داشت با طرز تفكري مبتني بر هرمتيسيسم  فراماسونري نيز چيزي مشابه آن اتخاذ نمود. كساني كه با گذراندن تشريفات سازمان به سطوح خاص مي‌رسيدند، افكار معنوي و احساسات خود را آشكار مي‌نمودند و به تربيت افرادي كه در سطوح پايين‌تر قرار داشتند مي‌پرداختند. فيثاغورث پيرو اين مكتب بود و در ميان آنها آموزش ديد. نظام فلسفي مكتب اسكندراني و نئوافلاطوني در مصر باستان ريشه دارد و شباهت‌هاي عمده‌اي ميان آن و تشريفات ماسوني وجود دارد.2
ايشينداغ پا را فراتر مي‌نهد و در توضيح تأثير تفكرات مصري بر مبادي فراماسونري چنين اظهار مي‌كند:
فراماسونري يك سازمان اجتماعي ـ تشريفاتي است كه نقطه آغازش مصر باستان است.3
بسياري از ديگر صاحب‌نظران ماسون همين عقيده را دربارة خواستگاه فراماسونري دارند و معتقدند اين سازمان از تخم جوامع مخفي تمدن‌هاي مشرك، همچون مصر و يونان متولد شده است. سليل لييكاتاز، يك ماسون ارشد ترك در مقاله‌اي با عنوان «اسرار ماسوني: چه چيز محرمانه است و چه چيز محرمانه نيست؟» مي‌نويسد:
«در تمدن‌هاي كهن يونان، مصر و روم مكاتب پنهاني وجود داشتند كه از مفاهيم مشتركي در زمينه علوم ماوراء‌الطبيعي و اسرارآميز برخوردار بودند. اعضاي اين مكاتب سرّي تنها پس از گذراندن دوران طولاني تحصيل و تشريفات خاص به عضويت پذيرفته مي‌شدند. پنداشته مي‌شود اولين مكتب از اين دست، مكتب «اُسيريس» (Osiris) باشد كه بر مبناي تولد اين خدا دوران جواني او، مبارزه‌اش با تاريكي، مرگ او و رستاخيزش شكل گرفته است. اين مفاهيم طي مراسمي توسط روحانيون به نمايش درمي‌آمد. با اين روش مراسم و نمادهاي به نمايش درآمده بسيار مؤثرتر واقع مي‌شدند... .
سال‌ها بعد، طي اين مراسم و تشريفات اولين محافل مجمع برادران تشكيل شدند و با عنوان فراماسونري به فعاليت پرداختند. اين انجمن‌ها آرمان‌هاي يكساني داشتند و در مواقع فشار قادر به فعاليت بودند. دليل بقاي آنان اين است كه پيوسته نام و القاب و روش خود را تغيير مي‌دادند. با اين حال به مكتب سري كهن و ويژگي‌هاي خاص آن وفادار ماندند و تفكرات خود را نسل به نسل منتقل كردند. آنها براي اجتناب از به خطر افتادن تشكيلات قوانين ويژه‌اي ميان خويش وضع نمودند. ايشان براي محافظت از خود در برابر مردم نادان به فراماسونري عملي كه دربردارندة احكام دقيق حرفه‌شان بود، پناه بردند و آن را با انديشه‌هاي خود پيوند زدند. اين روند بعدها در تشكيل فراماسونري خرد محور مؤثر واقع گشت.»
نقل قول بالا نيز مؤيد ادعاي ماست. از ميان سه تمدن باستاني مصر، يونان و روم، قديمي‌ترين تمدن، تمدن مصر مي‌باشد. مي‌توان گفت عمده‌ترين منبع فراماسونري مصر است. (پيش‌تر ديديم كه شواليه‌هاي معبد رابط اصلي فراماسونري مدرن و اين تمدن ملحد بودند.)
لازم به يادآوري است كه تمدن مصر كهن نمونه اصلي «تمدن طاغوتي» است و در قرآن از آن ياد شده است. آيه‌هاي متعددي به فرعونيان، جوامع آنها، ظلم و ستم، بي‌عدالتي، شرارت و فزوني‌طلبي آنها اشاره مي‌كند. فراماسون‌ها در نوشته‌هاي خود به ستايش اين تمدن مي‌پردازند. چنانكه در مقاله‌اي در مجلة ميمارسينان به ستايش معابد مصر به عنوان «منبع حرفه ماسوني» برمي‌خوريم:
... مصريان «هلياپليس» (شهر خورشيد) و ممفيس را برپا كردند و براساس نوشته‌هاي ماسوني اين دو شهر منبع علم و دانش و به اصطلاح ماسون‌ها «نوربزرگ» بودند. فيثاغورث كه از هلياپليس ديدن كرده بود بيش از اينها از معبد مي‌دانست. معبد ممفيس، جايي كه او در آن آموزش ديد، از اهميت تاريخي برخوردار است. در شهر صور مكاتب پيشرفته‌اي وجود داشتند. فيثاغورث، افلاطون و سيسِرو در اين شهرها به فراماسونري قدم نهادند.5
در جاي ديگر در مجله ميمار سينان چنين مي‌خوانيم:
وظيفه اصلي فرعون جستجوي نور بود؛ او بايد نور مخفي را به بهترين وجه تعالي مي‌داد... همانطور كه ما ماسون‌ها تلاش مي‌كنيم معبد سليمان را بسازيم، مصريان نيز تلاش مي‌كردند اهرام يا برج نور را بنا كنند. مراسمي كه در معابد مصريان به اجرا درمي‌آمد چندين درجه داشت. اين درجات از دو بخش كوچك و بزرگ برخوردار بودند. درجه كوچك به يك، دو و سه تقسيم مي‌شد و بعد از اينها درجات بزرگ آغاز مي‌شدند.6
روشن است كه «نور»ي كه فراعنه مصر و ماسون‌ها به دنبال آن مي‌گردند يكي است. مي‌توان چنين استنباط نمود كه فراماسونري نسخه مدرن فلسفه فراعنه مصر است. خداوند ماهيت اين فلسفه را در قرآن آشكار مي‌كند؛ در جايي كه دربارة فرعون و پيروانش چنين حكم مي‌كند:
فرعون و قوم او مردماني طغيانگر و نافرمان هستند.7
و در آيات ديگر مي‌خوانيم:
فرعون به ميان قوم آمد و گفت: «اي قوم! آيا سلطنت مصر به من تعلّق ندارد و اين نهرهايي كه در اين سرزمين در پاي قصر من جاري است تحت حاكميت من در جريان نيستند؟ آيا نمي‌انديشيد؟» ... بدينگونه فرعون قومش را فريفت و تحت تأثير قرار داد. آنها از او اطاعت كردند چرا كه قومي به واقع عصيانگر و فاسد بودند.8



نمادهاي مصر باستان در لژهاي ماسوني

نمادها از مهم‌ترين نشانه‌هاي ارتباط فرماسونري و تمدن مصر هستند. از آنجا كه ماسون‌ها در انتقال مفاهيم از علائم و نشانه‌ها بهره مي‌برند، در فراماسونري نمادها از اهميت بسياري برخوردارند. ماسوني كه مرحله به مرحله، سلسله مراتب سي و سه گانه را طي مي‌كند، در هر مرحله معناي تازه‌اي از علائم مي‌آموزد. به اين ترتيب اعضا گام به گام به عمق فلسفه ماسوني حركت مي‌كنند. در مجله ميمارسينان در نحوه عملكرد علائم چنين مي‌خوانيم:
همه مي‌دانيم فراماسونري در تفهيم آرمان‌ها و انگاره‌هاي خود از علائم، حكايات و تمثيل استفاده مي‌كند. اين حكايات به نخستين اعصار تاريخ بازمي‌گردند. حتي مي‌توان آنها را به افسانه‌هاي ماقبل تاريخ بسط داد. به اين صورت فراماسونري قدمت آرمان‌هاي خود را به اثبات رسانده و به منبع غني از علائم دست يافته است.9
درميان اين علائم و اسطوره‌ها وجود مفاهيم مصري بيش از همه برجسته است. نقوش اهرام، مجسمه‌هاي ابوالهول و همچنين نوشته‌هاي هيروگليف در سراسر لژها و نشريات ماسوني به چشم مي‌خورد.
بار ديگر در مقاله‌اي در همان نشريه دربارة منابع كهن فراماسونري چنين آورده شده است:
اگر مصر باستان را «كهن‌ترين تمدن» تصور كنيم اشتباه نكرده‌ايم. به علاوه اين حقيقت كه تشريفات، درجات و فلسفه كشف شده در مصر شبيه‌ترين نوع به فراماسونري هستند توجه ما را بيشتر جلب مي‌كند.10
و باز در مقاله‌اي با عنوان «مبادي اجتماعي و اهداف فراماسونري» مي‌خوانيم:
در دوران باستان در مصر، آيين‌هاي معبد ممفيس مدت‌ها با شكوه و توجه بسيار اجرا مي‌شد و از شباهت بي‌نظيري با فراماسونري برخوردار بود.11
بياييد چند نمونه از اشتراكات مصر كهن و فراماسونري را بررسي كنيم.

هرم و چشم (مثلث نورافشان)

شناخته‌شده‌ترين نشان ماسوني را مي‌توان در مهر ايالات متحده آمريكا و همچنين بر روي اسكناس يك‌دلاري يافت. در اين مهر يك هرم كه بالاي آن چشمي درون مثلث جاي دارد، ترسيم شده است. علامت چشم درون مثلث در همه لژ و مجلات اين گروه به چشم مي‌خورد.
اين علامت زياد مورد توجه واقع نمي‌شود، با اين حال براي درك فلسفه ماسوني بسيار معني‌دار و بااهميت است. يك نويسندة آمريكايي به نام رابرت هيرائيموس، موضوع پايان‌نامه رساله دكتري خود را به اين مهر اختصاص داد و در آن به اطلاعات مهمي اشاره نمود. عنوان پايان‌نامه وي «تجزيه و تحليل تاريخي مهر سلطنتي ايالات متحده و ارتباط آن با ايدئولوژي روانشناسي اومانيستي» است. رساله او بيانگر اين است كه بنيانگذاران آمريكا كه اين نشان را برگزيدند فراماسونر و حامي اومانيسم بودند. هرم روي مهر، تمثال «هرم چياپس» (Cheops)، بزرگ‌ترين مقبره فراعنه مي‌باشد.

ستاره شش‌گوشه

يكي ديگر از علائم مشهور فراماسونري ستاره شش‌گوشه است كه از قرار گرفتن يك مثلث روي مثلثي ديگر شكل مي‌گيرد. اين علامت نشان سنتي يهوديان نيز مي‌باشد و امروز روي پرچم اسرائيل به چشم مي‌خورد. معروف است كه سليمان نبي(ع) اولين بار از آن به عنوان مهر استفاده نمود. بنابراين اين علامت مهر يك پيامبر و در نتيجه نشاني الهي است. اما فراماسون‌ها تصور ديگري از آن دارند و آن را نه نشان سليمان نبي بلكه يادآور الحاد مصر باستان مي‌پندارند. در مقاله‌اي با عنوان «علائم و نمادها در تشريفات ما» به حقايق جالبي اشاره شده است:
مثلث متساوي‌الاضلاع نماد ارزش‌هاي برابر است و ماسون‌ها آن را با نام ستاره داوود مي‌شناسند كه از جاي گرفتن يك مثلث متساوي‌الاضلاع بر روي يك مثلث ديگر شكل مي‌گيرد. امروز آن را سمبل قوم يهود مي‌دانند كه بر پرچم اسرائيل نيز ديده مي‌شود. اما در حقيقت اصل آن مصري است. اولين بار شواليه‌هاي معبد آن را در تزيين ديوار كليساها به كار بردند، چون آنها اولين كساني بودند كه در اورشليم به حقايق مهمي دربارة مسيحيت دست يافتند. بعد از ازميان رفتن معبديان اين نشان در كنيسه‌ها به كار رفت. اما ما در فراماسونري بي‌شك با همان مفهوم كهن مصري از آن بهره مي‌گيريم و به اين صورت دو نيروي مهم را با هم تركيب مي‌كنيم. با پاك كردن قسمت بالا و پايين دو مثلث به علامت نادري مي‌رسيم كه آن را خوب مي‌شناسيد.12
در واقع بايد همه نشان‌هاي فراماسونري را در ارتباط با معبد سليمان تفسير كرد. در قرآن آمده كه بعضي مي‌خواستند به سليمان(ع) افترا بزنند و وي را ملحد معرفي كنند:
يهود از افكار و اوراد جادوگري كه شياطين در عصر سليمان براي مردم مي‌خواندند و ياد مي‌دادند، پيروي مي‌كردند [و آنها را براي پيشبرد مقاصد خود به كار مي‌گرفتند] سليمان هرگز به سحر و كفر آلوده نشد.13
ماسون‌ها به غلط اين تفكرات باطل را به سليمان(ع) نسبت مي‌دهند و آن حضرت را نماينده الحاد مصري قلمداد مي‌كنند. به همين علت نيز در تعاليم خود جايگاه خاصي براي وي قائلند. مايكل‌هاوارد، مورخ آمريكايي در كتاب خو د به نام توطئه دانش مكتوم خاطرنشان مي‌كند كه پس از قرون وسطي از سليمان نبي(ع) به عنوان جادوگر و فردي كه مفاهيم شرك‌آميز را وارد اورشليم نمود ياد مي‌شود. هاوارد در ادامه توضيحات خود مي‌افزايد ماسون‌ها معبد سليمان را «معبد مشركان» مي‌دانند.14

دو ستون

از اجزاي لاينفك لژ ماسوني وجود دو ستون در مدخل آن است كه كلمات «ياكين» و «بوعز» بر روي آنها حكاكي شده و تقليدي از دو ستون مدخل معبد سليمان مي‌باشد. اما حقيقت اين است كه اين نماد نه يادگاري از سليمان(ع) بلكه تجلي عقايد منحرف اين گروه از آن حضرت است. منشأ اين ستون‌ها بار ديگر به مصر بازمي‌گردد. مثلاً در مقاله «علائم و نمادها در تشريفات ما» مي‌خوانيم:
«در مصر «هوروس» (Horus) و «ست» (Set) معماران دوقلو و پشتيبان عالم روحاني بودند. دو ستوني كه در لژهاي ما بنا شده منشأشان مصر باستان است. يكي از ستون‌ها در جنوب مصر در شهر صور واقع بود و ديگري در شمال، در شهر هلياپليس. در مدخل معبد «امنتا» (Amenta) كه مختص خداي بزرگ مصر بود، مانند معبد سليمان دو ستون قرار داشت. در كهن‌ترين اساطير مربوط به خورشيد از اين دو ستون به عنوان نماد بينش و قدرت ياد شده كه در برابر دروازه جاودانگي بنا شده‌اند.»15

واژگان مصري لژها

از نكات جالب توجهي كه دو نويسنده كتاب كليد حيرام افشا مي‌كنند واژگاني است كه در مراسم ترفيع يك ماسون به مقام ماسون اعظم به كار مي‌رود. به اين ترتيب:
مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ.16
براساس توضيح نايت و لوماس اين لغات كه اغلب بدون توجه به معنايشان مورد استفاده قرار مي‌گيرند مصري هستند و مفهومشان اين است:
بزرگ است استاد فراماسونري، بزرگ است روح فراماسونري.
نويسندگان توضيح مي‌دهند لغت «مَعَت» به معني مهارت در ساختن ديوار و نزديك‌ترين ترجمه براي آن فراماسونري است. اين يعني ماسون‌هاي نوين با وجود گذشت هزاران سال هنوز زبان مصر باستان را در لژهاي خود حفظ نموده‌اند.

اپراي فلوت سحرآميز موزارت

از جالب‌ترين آثار فراماسونري «اپراي فلوت سحرآميز» اثر آهنگ‌ساز معروف، موزارت است. موزارت فراماسون بود. در جاي‌جاي اين اپرا پيام‌هاي ماسوني وجود دارد كه قرابت بسياري به الحاد مصري دارند:
مهم نيست چقدر تلاش شده تا فلوت سحرآميز را «داستاني دربارة شرق دور» معرفي كنند. مهم اين است كه اساس اين داستان رسوم مصري است. اين خدايان و الهه‌هاي معابد مصر بودند كه بر خلق شخصيت‌هاي فلوت سحرآميز تأثير گذارند.17

ستون چهارپهلو با نوك هرمي  

ستون‌هاي چهارپهلو با نوك هرمي (Obelisk) كه در مصر حجاري مي‌شدند قرن‌ها زير خاك مدفون بودند تا اينكه در قرن نوزدهم كشف شدند و به شهرهاي غربي همچون نيويورك، لندن و پاريس انتقال يافتند. بزرگ‌ترين آنها به ايالات متحده فرستاده شد و انتقال آن را ماسون‌ها ترتيب دادند. چون ادعا مي‌شود اين نوع ستون‌ها، به علاوه نقوش حكاكي شده بر آنها از سمبل‌هاي ماسوني باشند. ميمارسينان اين موضوع را دربارة ستون 21 متري نيويورك با قطعيت بيان مي‌كند:
برجسته‌ترين نمونه كاربرد نمادين معماري، اثر تاريخي سوزن كلئوپاترا است كه در سال 1878 از سوي اسماعيل، حكمران مصري، به ايالات متحده هديه شد. اين اثر تاريخي در اصل در قرن شانزدهم پيش از ميلاد در مدخل معبد خداي خورشيد در هلياپليس برافراشته شده بود.18

افسانه ايزس، زن بيوه

از مهم‌ترين نمادهاي انديشه ماسوني مفهوم زن بيوه است. فراماسون‌ها خود را فرزندان زن بيوه مي‌خوانند و تصوير او بر نشريات آنها به چشم مي‌خورد. اصل اين تفكر چيست؟ و اين زن بيوه كيست؟
با بررسي منابع ماسوني درمي‌يابيم نماد زن بيوه در اصل از افسانه‌هاي مصري نشأت گرفته و از مهم‌ترين اسطوره‌هاي مصر باستان، داستان اُزيريس و ايزس مي‌باشد. «اُزيريس» يكي از خدايان حاصل‌خيزي و «ايزس» همسر او بود. براساس اسطوره‌ها اُزيريس قرباني هوي و هوس شد و درپي آن ايزس بيوه گشت. زن بيوه ماسوني ايزس است.

پرگار و گونيا

پرگار و گونيا (كه پرگار روي گونيا قرار دارد) از مشهورترين علائم فراماسونري است. اگر از ماسون‌ها دربارة مفهوم اين علامت بپرسند، خواهند گفت اين نشان نماد علم، نظم هندسي و تفكر فردگراست. با اين وجود اين علامت مفهومي كاملاً متفاوت دارد. اين موضوع را مي‌توان در كتاب يكي از بزرگ‌ترين ماسون‌ها يافت. آلبرت پايك در كتاب خود با عنوان اخلاق و تعصب مي‌نويسد: «گونيا نماد زمين است. اين شكل دوگانه (زن و مرد) نماد طبيعت دوگانه‌اي است كه از دوران باستان به خداوند اتلاق مي‌شد و مفهوم مولد توليدكننده يا همان برهما و مايا نزد آريايي‌ها و اُزيريس و ايزس نزد مصريان را دارد؛ مانند خورشيد كه مذكر است و ماه مؤنث.»19
يعني پرگار و گونيا، مشهورترين نماد فراماسونري، نماد الحاد آريايي است و به دوران پيش از مسيحيت تعلق دارد. ماه و خورشيد نيز كه پايك به آنها اشاره مي‌كند، نمادي بسيار بااهميت هستند و در لژها به وفور مورد استفاده قرار مي‌گيرند. بايد افزود اين افكار چيزي جز انعكاس عقايد باطل مشركان پيشين كه به پرستش ماه و خورشيد مي‌پرداختند نيست.

پي‌نوشت‌ها:

1. Christopher Knight, Robert Lomas, The Hiram Key, Arrow Books, London, 1997, p. 131.
2. Dr. Selami Isindag, Kurulusundan Bugune Masonluk ve Bizler (Freemasonry and Us: From Its Establishment Until Today), Masonluktan Esinlenmeler (Inspirations from Freemasonry), Istanbul1977, pp. 274-275.
    3. Dr. Selami Isindag, Sezerman Kardes VII, Masonlukta Yorumlama Vardir Ama Putlastirma Yoktur (There is No Idolization in Freemasonry but Interpretation), Masonluktan Esinlenmeler (Inspirations from Freemasonry), Istanbul 1977, p. 120
4. Celil Layiktez, "Masonik Sir, Ketumiyet Nedir? Ne Degildir?" (Masonic Secret, What is Secrecy?), Mimar Sinan, 1992, No. 84, pp. 27-29.
5. Dr. Cahit Bergil, "Masonlugun Lejander Devri" (The Lejander Age of Freemasonry), Mimar Sinan, 1992, No. 84, p. 75
    6. Oktay Gok, "Eski Misirda Tekris" (Initiation in Ancient Egypt), Mimar Sinan, 1995, Vol. 95, pp. 62-63.
7. سوره نمل، آيه 12
8. سوره زخرف، آيات 51 تا 54
9. Dr. Cahit Bergil (The Lejander Age of Freemasonry) , Mimar Sinan, 1992, No. 84, p. 74.
10. Resit Ata, "Çile: Tefekkur Hucresi" (Ordeal: Reflection Cell), Mimar Sinan, 1984, No. 53, p. 61.
11. Rasim Adasal, "Masonlugun Sosyal Kaynaklari ve Amaclari" (The Social Origins and Aims of Freemasonry), Mimar Sinan, December 1968, No. 8, p. 26.
12. Koparal Çerman, "Rituellerimizdeki Allegori ve Semboller" (Allegory and Symbols in our Rituals), Mimar Sinan, 1997, No. 106, p. 34.
13. سوره بقره(2)، آيه 102.
14. Michael Howard, The Occult Conspiracy: The Secret History of Mystics, Templars, Masons and Occult Societies, 1st ed., London, Rider, 1989, p. 8.
15. Koparal Çerman, Allegory and Symbols in our Rituals, Mimar Sinan, 1997, No. 106, p. 38.
16. Christopher Knight ve Robert Lomas, The Hiram Key, p. 188.
17. Orhan Tanrikulu, "Kadinin Mason Toplumundaki Yeri" (The Woman's Place in Masonic Society), Mimar Sinan, 1987, No. 63, p. 46.
18. Koparal Çerman, Allegory and Symbols in our Rituals, Mimar Sinan, 1997, No. 106, p. 39.
19. Albert Pike, Morals and Dogma, Kessinger Publishing Company, October 1992, p. 839.

ماهنامه موعود شماره 64 

*برگرفته از سایت                                           www.freemasson.persianblog.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386;ساعت 0:23;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۸ »

 

  

 

 

 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 19:3;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۷ »

 

 

 

 

 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 18:59;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۶ »

 

 

 

 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 18:49;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۵ »

 

 

 

 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 18:45;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۴ »

 

 

 

 

 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 18:40;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۳ »

 

 

 

 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 18:34;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۲ »

 

 

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 12:55;  توسط منتظر آقا;  | 

به نام خدا

        

  « فراماسونری: دجال آخرالزمان-۱ »

 

 

 

 

قبل از هر سخنی، خداوند متعال را شاکرم که این موهبت را به بنده ی ناچیز خود عطا کرد تا در جهت خدمت به امام عصر (عج) تلاش کند و قدمی هر چند کوچک، در جهت تبیین برخی از مباحث مرتبط با ظهور آن حضرت بردارد.

برادران و خواهران عزیز مسلمان؛  مقاله ی حاضر  از  جمله  مقالاتی  است  که  تلاش  دارد  تا  به  تبیین فعالیت ها و اقدامات شیطانی گروهی از دشمنان حضرت ولی عصر (عج) بپردازد. این گروه که نام فراماسونری را بر خود برگزیده است، در زمره ی فریبکارترین و خطرناکترین دشمنان دین اسلام قرار دارد و با تمامی امکانات خود، سعی در مقابله با اسلام و مسلمین دارد و تلاش می نماید تا به جای برقراری حکومت عدل الهی، حکومت جهانی شیطانی را در اورشلیم (بیت المقدس) تاسیس نماید.

متاسفانه این گروه شیطانی، به قدری مکارانه عمل نموده است که تا سال های اخیر، خود را در قالب یک گروه صنفی خیرخواه معرفی می نموده است، اما با تلاش ها و افشاگری های محققین، از بسیاری از اهداف خطرناک این گروه، پرده برداشته شده است.

نکته ی بسیار عجیب این که گروه مذکور، هم از نظر خصوصیات و هم از نظر اعمال، شباهت باورنکردنی با دجال روایات اسلامی دارد و حتی در این میان، نماد « یک چشم » را نیز برای خود برگزیده است که این مسأله خود اهمیت شناخت این فرقه را بیش از پیش نمایان می سازد.

دامنه ی اعمال شیطانی این گروه تا بدانجاست که رد پای آن در بسیاری از فتنه های بزرگ عالم، از جمله فتنه ی معبد سلیمان، نبرد کذایی آرماگدون، پیشگئیی های نوستراداموس، فیلم 300 و ... دیده می شود که این مسئله با شواهد فراوانی که در این مقاله نیز  به  آن ها  پرداخته  شده  است،  تأیید می گردد. متاسفانه این فرقه تلاش دارد تا حکومت جهانی شیطانی خود را تا سال ۲۰۱۰ بنیان نهد و به اهداف آخرالزمانی خود جامه ی عمل بپوشاند.

مقاله ی حاضر نیز که تقدیم حضورتان می گردد، تلاش دارد تا با استفاده از اسناد، عکس ها و فیلم های بی شمار، و با استناد به منابع معتبر  (که  در  انتهای  مقاله  نیز  آورده  شده اند  و  اکثراْ  آنلاین  نیز هستند)،  انطباق احتمالی فراماسونری را بر دجال نشان دهد و پرده از ماهیت پلید این گروه و اهداف شیطانی آن بردارد. امید است که این مقاله بتواند رسالت خود را به خوبی انجام دهد. 

 

لازم به ذکر است که در این مقاله، به ترفند های فراماسونری در تشکیل حکومت جهانی شیطانی نیز پرداخته شده است که از جمله ی این ترفند ها می توان به پیشگویی های دروغین نوستراداموس، فیلم 300، نبرد کذایی آرماگدون و ... نیز پرداخته شده و ارتباط این مسایل با فراماسونری نیز با اسناد و دلایل معتبر بیان شده است. بنابراین خواهشمندیم که این بخش های مقاله را نیز مطالعه فرمایید.

همانگونه که عرض کردیم، کوشش فراماسونری بر این است که تا سال ۲۰۱۰، برنامه ی خود را به نتیجه برساند که این مسأله نشان می دهد که ما باید هر چه سریعتر به اطلاع رسانی بپردازیم. بدین ترتیب از همه ی عزیزان خواهشمندیم که در اطلاع رسانی به ما یاری رسانده و در نشر این مطالب، اهتمام ورزند. بنابراین از بزرگواران درخواست می کنیم که در صورت مفید یافتن این مطالب، دیگران را به خواندن آن دعوت کنند و یا مطالب را با حفظ امانت کپی نموده و در وبلاگ یا وبسایت قرار دهند.

در پایان این مقدمه، از بزرگواری همه ی عزیزان تشکر کرده و توفیق روزافزون را برایشان آرزومندیم. امید است که این مقاله، مورد توجه و عنایت حضرت حق و حضرت ولی عصر (عج) قرار بگیرد.

« ان شاالله ظهور نزدیک است و با زمینه سازی نزدیکتر هم می شود. » 

 

توجه: به دلیل وجود تصاویر فراوان در مقاله، Load شدن صفحه کمی با تاخیر انجام می شود که پیشاپیش به دلیل وجود این مشکل پوزش می طلبیم.

توجه: خدمت عزیزانی که قبلاْ قسمت اول این مقاله را مطالعه کرده اند، باید عرض کنیم که این قسمت نیز تحت بازنگری کلی قرار گرفته و مطالبی نیز به آن اضافه شده است. بنابراین مطالعه ی مجدد این قسمت نیز توصیه می گردد.

 

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 منبع: www.genuineislam.blogfa.ir


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386;ساعت 12:51;  توسط منتظر آقا;  | 

    ((بنام خدا))    

تصاویر زیبا:

                                      
     
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 124 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 373 KB
  ابعاد: 1024 x 685
حجم: 193 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 209 KB
  ابعاد: 1024 x 768
حجم: 170 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 176 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 403 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 136 KB
  ابعاد: 1024 x 768
حجم: 229 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 181 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 187 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 248 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 215 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 181 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 176 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 151 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 146 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 271 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 302 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 190 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 166 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 232 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 262 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 243 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 219 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 238 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 133 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 87 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 115 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 113 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 247 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 216 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 131 KB
 
 
       
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 220 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 220 KB
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 232 KB
 
 
           
  ابعاد: 1024 x 767
حجم: 105 KB

     
  ابعاد: 1037 x 700
حجم: 145 KB
  ابعاد: 700 x 469
حجم: 58 KB
  ابعاد: 700 x 410
حجم: 60 KB
 
 
       
  ابعاد: 700 x 454
حجم: 51 KB
  ابعاد: 500 x 626
حجم: 96 KB
  ابعاد: 700 x 908
حجم: 92 KB
 
 
         
  ابعاد: 700 x 407
حجم: 74 KB
  ابعاد: 700 x 948
حجم: 121 KB
 

 

التماس دعا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386;ساعت 20:8;  توسط منتظر آقا;  | 

                             ((بنام خدا))

 در بيان اجمالی علامات ظهور و با عدم رعايت ترتيب بر گرقته از کتاب

 

 نوائب الدهور فی علائم الظهور

و اینک آخرالزمان...

همه چیز نشان از به آخر رسیدن بازی دارد....

موعود گرائی صهیونیستها از فیلم ماتریکس گرفته تا  فیلم روز استقلال ...نشان از عطش فزاینده آنها برای اعلام پایان جهان دارد وسینما و هالیوود  زبان  و روی دیگر سکه ستیزه جوئی آنهاست.

تلاش اسرائیل برای برهم زدن وضع موجود و  ادامه جنگ وحشیانه آنها در کنار سکوت و تشویق مسیحیان متعصب کاخ سفید زمینه چینی برای جنگ بزرگ <آرماگدون> است ...

هانتیگتون نظریه پرداز جهود کاخ سفید برخورد تمدنها و در نهایت رویاروئی تمدن اسلام و غرب  را سرنوشت محتوم جهان در عصر کنونی  می داند و کاخ  سفید فارغ از آنکه چه کسی در آن حاکم باشد مجری این تفکر است...

فوکویاما پایان تاریخ را اعلام کرده و جهان را نوید به انفجار ی عن قریب  میدهد...

نوسترآداموس در کتاب پیشگوئی های خود تا اینجای بازی روزگار را پیش بینی کرده...

زیدیان در یمن قتل عام می شوند و شیعه کشی در عراق در اوج خود است...

در کتاب نوائب الدهور فی علائم الظهور ۴۰۰ علامت و نشانه از آخرالزمان آمده است از فردا باهم این علائم را  می خوانیم...

نمی خواهم بگویم مصداق این علائم همین هاست که می بینیم اما  دنیا در همه چیز رو به آخر می رود

بقول امروزی ها END تکنولوژی . فساد. جنایت........

 

این علائم بون ذکر ترتب از منابع معتبر در این کتاب گرد آوری شده است.حرفهای امروز و دیروز فمینیستی یا مرد سالارانه واصلاح طلبانه و یا اصول گرایانه مرسوم نیست فقط ذکر خبر و پیشگوئی از صدها سال پیش است.مطمئنم دوستان وبلاگ نویس برای هر بند می توانند مصادیق خوبی برایش پیدا کنند واگر با عکس وسند همراه شود چیزخوبی از در بیاید .این  موارد را در چهار بخش میخوانیم

 

توضیح.الفاظ موجود در این روایات در عصر کنونی تعابیر دیگری یافته مانن روم که امروزه ارآن جهان غرب تعبیر  میشود

 

1- آمدن پرچم‌هاي مصري كه سبزرنگ است در شام

2- كوبيده شدن پرچم هاي قيس به مصر

3- اختلاف بني عباس

4- نداي آسماني در روز جمعه نيمه ماه رمضان

5- نداي آسماني در بيست و سوم ماه رمضان

6- كسوف آفتاب در نيمه ماه رمضان

7- گرفتن ماه در آخر ماه رمضان بر خلاف عادت

8- فرورفتن قريه اي از قراء شام كه آن را جابيه گويند

9- فرود آمدن ترك در جزيره

10- فرود آمدن ترك در حيره كه از شهرهاي عراق است

11- فرود آمدن روم در رمله كه يكي از شهرهاي فلسطين است

12- اختلاف بسيار در تمام روي زمين

13- خراب شدن مسجد جامع شام

14- جمع شدن سه پرچم در شام

15- مسخ شدن بعضي از دشمنان حق

16- توقف آفتاب از زوال تا عصر

17- بيرون آمدن سر و سينه و دست در آفتاب كه مردم او را بشناسند و اين علامت در زمان سفياني است

18- خروج سفياني از وادي يابس

19- گرفتن سفياني پنج شهر از شامات را كه دمشق و فلسطين و اردن و قنسرين و حمص باشد.

20- لشگر فرستادن سفياني به كوفه و بصره

21- لشكر فرستادن سفياني به مدينه

22- فرورفتن لشكر سفياني در بيداء ميان مكه و مدينه

23- خروج حسني از طالقان

24- رفتن سيدحسني به خراسان

25- رفتن سيدحسني به نيشابور

26- رفتن سيد حسني با اصفهان

27- رفتن سيدحسني به قم

28- رفتن سيدحسني به كوفه

29- فروبردن زمين در مشرق

30- فروبردن زمين در مغرب

31- كشته شدن نفس زكيه پشت كوفه با هفتاد نفر

32- رو آوردن پرچم هاي سياه از طرف خراسان

33- خروج يماني از طرف يمن

34- ظهور مغربي ها در مصر

35- مالك شدن مغربي ها شامات را

36- طلوع ستاره اي در مشرق كه مانند ماه نور دهد و نزديك باشد از كجي دو طرف آن به هم رسد.

37- ظهور سرخي در آسمان كه منتشر شود در آفاق

38- ظهور آتشي از طول در مشرق كه در جو از سه روز تا هفت روز بماند

39- مطلق العنان شدن عرب و مالك شدن او بلاد را

40- بيرون رفتن عرب از اطاعت شاه عجم

41- كشتن اهل مصر امير خود را

42- ورود لشكري از طرف مغرب كه اسب هاي خود را به فناء حيره ببندد

43- شكافته شدن فرات به نحوي كه آب داخل كوچه هاي كوفه شود

44- سوزانيدن مرد جليل القدري از شيعيان بني عباس در ميان جلولا و خانقين

45- وقوع زلزله در بغداد كه بسياري از آن به زمين فرورود

46- غلبه رعيت بر بلاد آقايان

47- وقوع جنگ در ميان اهل گرگان و مازندران

48- اختلاف دو صنف از عجم و ريخته شدن خون زياد در ميانشان

49- بيرون رفتن بندگان از طاعت آقايان خود و كشتن ايشان آقايان خود را

50- زنده شدن بعضي از مردگان و برگشتن ايشان به دنيا به نحوي كه آنها را بشناسند و با هم رفت و آمد كنند

51-باريدن بيست و چهار باران پي در پي تا زمين را پاك و شسته كند و بركات زمين ظاهر شود

52- قتل عام كردن ترك ها بعضي از بلاد عجم را

53- فتح كردن تركها عراق را

54- داخل شدن پرچم هاي زرد در مصر به ضرر اهل شام

55- ساخته شدن فرودگاه ها و پايگاه ها در شهرها

56- ساخته شدن فرودگاه ها و پايگاهي در شام

57- ساخته شدن فرودگاه و دو پايگاه در عجور و حران

58- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در واسط

59- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در بيضاء

60- ساخته شدن دو فرودگاه و پايگاه در كوفه

61- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در شوشتر و اهواز

62- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در ارمنيه

63- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در موصل

64- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در همدان

65- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در ورقه

66- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در رقطاء

67- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در رحبه

68- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در دير هند

69- ساخته شدن فرودگاه و پايگاهي در قلعه

70- ظاهر شدن دود تيره اي بالاي سرها كه در چشم و گوش و بيني‌هاي مردم رود مؤمنين را حالت زكامي رو دهد و كفار را هلاك كند

71- سوار شدن مردها بر چرخ ها

72- سوار شدن زن ها بر چرخ ها

73- كشف حجاب و كشف فروج زنها

74- حكومت كردن زن ها

75- غالب شدن زن ها بر ملك

76- مستشار امور شدن زن ها

77- لباس بدن نما پوشيدن زنان

78- زنان گيسوان خود را مانند كوهان شتر بختي كنند

79- مجلس گرفتن زنان

80- سخنراني كردن زنان

81- شريك شدن زنان در تجارت با شوهران

82- تمكين نكردن زنان از شوهرانشان

83- بذل كردن زنان خود را به كفار

84- وادار كردن مردان زنان خود را به زنا دادن

85- نفقه دادن زنان به مردان از كد فرج خود

86- مطالبه نمودن اهل شبلا يا سيلان از اقصي بلاد مشرق حق خود را از اهل چين و ندادن چيني ها حق آنها را و قيام كردن آنها برعليه اهل چين و گرفتن آنها چين و بلاد ترك و هند را تا برسند به خراسان

87- واقع شدن فتنه در ميان شرقي ها و غربي ها

88- خراب شدن ري

89- حرب جوانان ارمنيه و آذربايجان

90- اختلاف در ميان عرب و عجم و اين اختلاف ادامه خواهد داشت تا سفياني قيام كند

91- خروج جرهمي و ربيعي و اصهب

92- خروج قيام كننده اي كه از طرف چين و ملتان ميايد و در خراسان قيام مي كند

93- خرج قائمي از آل محمد از گيلان كه مشرق او را كمك كند در دفع پيروان سفياني

94- خراب كردن قائم گيلاني با عانت مشرقي كه شايد شعيب بن صالح باشد بصره را

95- آباد كردن قائم گيلاني كوفه را

96- واي بر ري از شمشيرهاي بغدادي ها و خراساني ها

97- فرار كردن اهل ري به قم و از آنجا به اردستان اصفهان

98- قيام حسني از طبرستان

99- كشته شدن هشتاد هزار نفر در دامنه كوه سياه ري كه هشتاد نفر از ايشان لياقت سلطنت كردن داشته باشند

100- ظهور فتنه شديد در سال پيش از ظهور

 

www.dehnamaki.blogfa.com

بقیه در ادامه مطلب:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386;ساعت 22:31;  توسط منتظر آقا;  | 

((بنام خدا))

شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج)  

نام: محمّد.

پدر: امام حسن عسكرى(ع).

مادر: نرجس( [4] ).

القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظَر، و از همه مشهورتر مهدى.

شكل: چون ستاره درخشان نورانى، و داراى خالى سياه بر گونه راست.

زاد روز: شب نيمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّتهاى شيعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.

2 ــ فرزند او، ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعيد، در گذشته304.

3 ــ أبوالقاسم، حسين بن روح بن ابىبحر نوبختى، در گذشته326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى، در گذشته329.

محل اقامت نامبردگان بغداد، و كليّه امور شيعيان و خواستهها و نامههاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مىشد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار، مخالف هواى نفس، و فرمانبر امر خداوند باشد، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّتاند، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد( [5] ).

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت (تعهّد مردم در پيروى از امام): مسجدالحرام، ميان ركن و مقام.

نشانى: فرشتهاى از بالاى سر او فرياد مىزند: اين مهدى است، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او، عصاى موسى در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع)، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت: مسجد كوفه، مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع).

چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان( [6] ) يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند( [7] ) يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند( [8] ) مدد داد; و نيز در جبهههاى جنگ ياريش كند، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر( [9] ) و ديگر جبهههاى فراوان و روز تاريخى حنين( [10] ) يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت( [11] ).

مدت زمامدارى: روايات كه اكثراً مربوط به اهل تسنّن استـ در اين باره باختلاف سخن گفته، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بىنيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386;ساعت 9:45;  توسط منتظر آقا;  | 

((بنام خدا))

راه شناخت حضرت مهدى(عج)

براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگىهاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيلهاى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مىتوان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرمودهاند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.

علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمىتوان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.

با اين همه، آنچه در پى مىآيد تنها مرورى بر پارهاى عناوين و ذكر نمونههايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطرههايى از دريايى بىكرانه، كه گفتهاند:

آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386;ساعت 9:44;  توسط منتظر آقا;  | 

((بنام خدا))

حضرت مهدى(عج) و قرآن

الف) همپاى قرآن:

اينكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سفارش مشهور خويش فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً»( [12] ) و بدين سان بر همپايى و همراهى خاندان خويش سلاماللّه عليهم با قرآن كريم، تأكيد نمود، دلالت بر اين دارد كه در زمان ما، كتاب خدا قرآن كريم جز در كنار مهدى آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) كه يگانه ذخيره و باقيمانده اين دودمان پاك است، كتاب هدايت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگيرى نتواند كرد.

و نيز اينكه رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لايفترقان حتى يردا على الحوض»( [6] ) با توجه به اينكه دراين عصر، وصايت و وراثت حضرت على(عليه السلام) در همه مقامات ولايتى و شئونات هدايتىاش تنها از آن حضرت مهدى (عليه السلام)مىباشد، بر چنين همراهى و همپايى و معيّتى، بين او و قرآن نيز دلالت دارد.

 

ب) شريك قرآن:

همه ائمه بزرگوار، «شركاء قرآن كريم» شمرده شدهاند( [7] ) چنانكه بطور ويژه در يكى از زيارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (عليه السلام) با تعبير «السلام عليك يا شريك القرآن» از ايشان ياد شده است.

 

ج) تلاوت كننده و ترجمان قرآن:

از آن رو كه تلاوت آيات كتاب خدا بهترين وسيله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هيچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نيست، حضرت مهدى (عليه السلام) كه در اين دوران والاترين درجات انس و بالاترين مقامات قرب الى اللّه را داراست، شايستهترين كسى است كه به عنوانِ «يا تالِىَ كتابِ اللّه و ترجمانَه»( [8] ) مىتواند مورد خطاب قرار گيرد.

د) قرائت كننده و تفسيرگر قرآن:

براى قرائت و تفسير قرآن كريم چه كسى شايستهتر از حضرت مهدى(عليه السلام)است كه در اين زمان «چراغ هدايت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجينه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «وديعتهاى رسالت» در اين عصر تنها به او سپرده شده است؟( [9] ) اوست كه قرآن را چونان كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و على (عليه السلام)قرائت مىكردند، قرائت مىكند و آنچنان كه خداى محمد و على (عليهما السلام)مىپسندد و مقرر فرموده است، تفسير مىنمايد.

«السلام عليك حين تقرء و تبيّن»( [10] ).

چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن***به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن

 

هـ ) تعليم دهنده احكام قرآن:

... صاحب الزّمان و مُظهر الايمان و مُلقِّن احكام القرآن...( [11] )

«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان و تلقين و تعليم دهنده احكام قرآن.»

 

و) احياگر قرآن:

در آخر الزمان كه سنّتهاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسيارى از معارف اين كتاب الهى از سوى كژ انديشان به تحريف و تبديل كشيده شده و حيات و حيات آفرينى آياتش، در حصار جهل و هوس دنيا پرستان ناديده گرفته شده است، مهدى (عليه السلام)مىآيد تا احياگر اين معجزه جاويد باشد و اسلام و مسلمين را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.

«اللهمّ جدّد به ما امتحى من دينك و أحىِ به ما بُدّلَ من كتابك و أظهر به غُيّر من حكمك».( [12] )

«خدايا از دينت آنچه به نابودى گراييده بوسيله او تجديد فرما. و از كتابت آنچه دگرگونى و تبديل پذيرفته بوسيله او احيا كن. و از احكامت آنچه را كه تغيير يافته بوسيله او آشكار گردان.»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386;ساعت 9:43;  توسط منتظر آقا;  | 

((بنام خدا))

حضرت مهدى(عج) در قرآن

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون( [13] )» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»( [14] )

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً»( [15] ) فرمود:

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»( [16] )

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»( [17] )فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»( [18] )

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»( [19] ) فرمود:

«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»( [20] )

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً»( [21] ) فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»( [22] )

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»( [23] ) در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»( [24] )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386;ساعت 9:42;  توسط منتظر آقا;  |